ای خدای مهربون دلم گرفته
هیچکی از رفتن من غصه نخورد
هیچکی با موندن من شاد نشد
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت
بغض هیچ آدمی فریاد نشد
وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد
وقتی رفتم نه که بارون نگرفت
هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود
اگه شب میرفتم و خورشید نبود
آسمون خوب میدونم مهتابی بود
دم رفتن کسی گفت سفر بخیر
که واسم غریب و نا شناخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من
همه آرزوهاشو باخته بود
چهره هیچ کسی پژمرده نبود
گلا اما همه پژمرده بودن
کسائیکه واسشون مهم بودم
همه شاید یه جوری مرده بودن
وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد
.
چقد زندگی مزخرفه
.ـــــــــــــــ چ ـــــــــــ ر ــــــــــــــ ا ـــــــــــــــــــــ؟
.jpg)

شعراسلامیه کروات
گزارش این هفته حاکی از ان است که پس از نشست های مداوم مدیر محترم مدرسه و دبیر دین و زندگی و نیز با نظر معلم پرورشی و پیش نماز عزیز مدرسه ( به ترتیب آقایان رضایا ، تو ای اف ام ، برادر یاس و حاج حسین تهی ) تصمیم نهایی در رابطه با اجرای ریمیکس اسلامی ترانه کروات که نامش را به عمامه و ترانه اسلامی نازگل که نامش به ابجیه من خواهر من تغییر دادند گرفته شد !
تکست اهنگها را با یکدیگر می خوانیم :
ابجیهمنخواهرمن:
مهربون من همه جون من فدای سلیقه خوشکلت
از وقتی گفتی برو اخوند بشو روزگارم بی مشکله
حتی روضه های بی معنیه من واست خیلی قشنگه
وقتی پیشمی نزدیکمی گناه واسمون بی رنگه
ابجی ابجی ابجیه من دل بی تو میمیره
روضه های لوس من با تو جون میگیره
خواهر خواهر خواهر من دل بی تو میمیره
می تونی بهم نشون بدی اخوندی شیرینه
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
واسه من واژه اخوند شده خیلی با معنی
اخه تو رو دارمو تو دوستدار اخوند بودنمی
نظرات نیستن واسم مهم دیگه
تو اخوند می خوای واسه من مهم اینه
قول می دم نخونم روضه بی معنی
اخه تویی که موقع گفتن پیشه منی
اخلاقای تو یکی با من همیشه خاصن
شاید واسه اینه که من اخوندی رو همیشه خواستم
دیگه اوون ارمین نیستم من عوض شدم
باید به خاطر تو روضه ها مو عوض کنم
باید تو بدیها بتونم یک ثانیه خوب شم
من میمیرم اگه از عمامم دور شم
بذار برادرا منو ببینن کور شن
بذار برادرا ببیننم بمیرن زودتر
تو دیگه ماله منی و من ماله تو
چون دیگه شدم ستاره شب های تو ...
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
ابجی ابجی ابجیه من دل بی تو میمیره
روضه های لوس من با تو داره جون میگیره
خواهر خواهر خواهر من دل بی تو میمیره
می تونی بهم نشون بدی اخوندی شیرینه
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
کاش یه کم می فهمیدی من عاشقتم
میگم برادرا بدون تو تو واسه من
چه قدر ارزش داری ابجی با من باش
اگه زنم بشی اخوند میشم تا 100 سال
اگه عمرم قد داد من می مونم بات
عمرا 100 سال من بتونم تا
اخوند بمونم چون از غم و دردا
دیگه دارم میمیرم و دیگه شدم بدحال
ببین عزیزم این عماممه سرمه
من اگه هر دفعه داد میزنم سرت
دست خودم نیست زیاد شده مشکلات
اخه مردم می خوان از من روضه ها
اگه دیدی عمامه تو به سرم نیست
اینو بدون حتما عمامه ست کثیف
خیالتو راحت من پول ندارم
کسی رو بجز تو من دوس ندارم
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
ابجی ابجی زنم باش
ضدحال نزن بیا ماله من باش
از چشات دارم می خونم
می خوای اخوند بمونم
ابجی ابجی ابجیه من دل بی تو میمیره
روضه های لوس من با تو جون میگیره
خواهر خواهر خواهر من دل بی تو میمیره
می تونی بهم نشون بدی اخوندی شیرینه
عمامه:
برادر ! عمامه خیلی بهت میاد
خواهرم باشی !!! خوشت میاد ؟
آره... اهههههههههههه
یه جور میشم وقتی میبینمت، روسریتو بکش جلو
اگه از من گناهی سر زده ، شمارمو نگیر برو !
یه جور میشم وقتی میبینمت خداییش این چه وضعشه؟
موهاتو بهتر بپوشون گَشت ارشاد سیریش نشه !!!
خاطرخواتم آبجی صلاحتو میخوام
وقتی میری نماز جمعه بذار منم بیام
آخه دیوونم ، دیوونه ام و زن چادری میخوام
" قَبِِلتُ " رو بهم بگی تا آخر باهات میام
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
وجود ما کنار هم کیف میده نری تو
من دوست دارم خانومی آبجی منی تو!
آره باز میگم داری واسم ارزش زیاد
واست دعا میکنم که بدخوات دردش بیاد..
تو مثل سارا و دارا ، خواهرم ، خوشگل
عماممو دادم خشکشویی با هزارتا مشکل
وقتی میگی دوسم داری میگم استغفرا...
ماه رمضونم روزه بگیر تقبل ا...
ببین برادرا واست پیچ می دن همو
ولی به خاطر برادرارو پیچ می دم نرو
حتی شده بذارم عمامه به سر
محاله که بذارم تو بری از دستم در
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
عمامه پوشیدم تا خوشت بیاد
همه می گن عمامه بت نمیاد
ابجی ابجی به من بگو عمامه
چه شکلیش بهم میاد؟
خاطرخواتم آبجی صلاحتو میخوام
وقتی میری نماز جمعه بذار منم بیام
آخه دیوونم ، دیوونه ام و زن چادری میخوام
" قَبِِلتُ " رو بهم بگی تا آخر باهات میام
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
می خوام روضه بگم چه روضه ای دوست داری؟
عمامه بپوشم ؟چه شکلی دوست داری؟
مگه نمی دونی که نمیاد عمامه به من
تو که ابجی گیر دادی هی عمامه بزن
منم عمامه پوشیدم تا خوشت بیاد
همه میگن اخوندی به تو نمیاد
اره معذبم واسه اخوند شدن
ولی به خاطر تو من اخوند شدم
اره من اخوند شدم چون تو خواستی
بذار یه چیزی بگم من به تو راستی
بدون (بیییییییییییغ)شده ارمین اره
روضه ها رو بی خیال تو رو ارمین داره
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
دیگه تو این زمونه کی واست اخوند می مونه
بییییییییییغ مث من خیلی کمه
که واست شه اخوند دردونه
خاطرخواتم آبجی صلاحتو میخوام
وقتی میری نماز جمعه بذار منم بیام
آخه دیوونم ، دیوونه ام و زن چادری میخوام
" قَبِِلتُ " رو بهم بگی تا آخر باهات میام
ضمیمه :دقت داشته باشید که به علت منحرف نشدن دوستان عزیز از گفتن کلمات خاطر خواه و عاشق در ابیات بالا در ترانه اسلامی کروات خودداری نمودیم
باتشکر سید محترم و معتقد ایت الله حسین تهی
و همچنین جناب اقای ارمین 2afm دبیر دینی![]()
دلم گرفته...........................
ای خدای مهربون دلم گرفته
از این ابر نیمه جون دلم گرفته
از زمین و آسمون دلم گرفته
آخه اشکامو ببین دلم گرفته
تو خطا هامو نبین دلم گرفته
تو ببخش فقط همین
دلم گرفته![]()
![]()
ازلحظه ی دیدار..............................
که با ارزش ترین احساسی
که انسان می تواند داشته باشد
عشق است.
در گذشته می پنداشتم
که عشق را تنها در فیلم های سینمایی می توان یافت
و به همین دلیل از اینکه تنها بمانم لذت می بردم.
در گذشته می پنداشتم
که خیلی مستقل هستم
به هیچ کی نیازی ندارم
و این همه به خاطر این است که خیلی قوی هستم .
ولی پس از دیدار تو
دریافته ام که دید من به عشق
تنها سرپوشی بود بر شکست هایی که در رابطه های عاشقانه ام داشته ام .
ظاهری نیرومند و بی تفاوت به خود می گرفتم
تا هیچ کس از آنچه که حس می کنم اگاه نشود.
ولی پس از دیدار تو
دیگر نمی توانم تظاهر کنم
احساساتم را آشکارا بیان می کنم
و حالا می خواهم آنچه را که همیشه دردل داشته ام
و از بیان آن می هراسیدم به دنیا بگویم.
بگویم که عشق با ارزش ترین احساس انسان است
و می خواهم از تو تشکر کنم
که صداقت من با خود و دیگران
به خاطر توست..دوستت دارم دیوانه وار.![]()
![]()

........................................................................................................................................

هیچ چیز سخت تر از انتظار نیست ،
آن هم انتظار لحظه ای که یک آشنا صدایت کند و به تو بفهماند که دوستت دارد
اما هر چقدر که انتظار هم سخت باشد به آن لحظه زیبا می ارزد ،
پس انتظار می کشم تا آن لحظه زیبا نصیبم شود .
Nothing is harder than expected
it is expected that a familiar to anyone who seeks to you and that is safe
but as much as it is hard to the beautiful moment worth
so it is expected to killing's single cad beautiful moment
چرا من اینجورم؟؟
من خیلی بهترو بیشتر پارسال درس میخونم اما نمره
هام همش افتضاح من چه گناهی کردم که خدا اصلا
منو دوست نداره اصلا کمکم نمیکنه اصلا.......اشکال از
من هست من خیلی خنگم امسال روحیاتم بنا به دلایلی
خیلی بهتر شده بود که ......حالام اینجوری.....خدا من
چه غلطی کنم چه خاکی تو سرم بریزم ......نمیدونم راه
حل میخوام حالم خوش نیس....اعتماد به نفسم زیر صفر
اومده دیگه.......خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدایــــــــــــــا
یــــــــــــــــــــــــــــــــــــاریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
کــــــــــــــن
پسربودن یعنی......
پسر بودن یعنی سربازی در انتظارته اول جووونی
پسر بودن یعنی صبح تا شب بدویی دنبال کار عاقبت هم کار پیدا نکنی
پسر بودن یعنی بدون تحصیلات و شغل مناسب باید سرتو بزاری زمین بمیری چه برسه زن بخوای
پسر بودن یعنی افسوس بخوری دختر باشی
پسر بودن یعنی در همه ی موارد مرد خونه هستی حتی موقع دزد اومدن
پسر بودن یعنی هر روز یه شکست عشقی خوردن
پسر بودن یعنی عمرا عزیز دل بابا باشی
پسر بودن یعنی مثل عقده ای ها آرایش کردن و مو بلند کردن
پسر بودن یعنی پس این نون چی شد
پسر بودن یعنی ول معطل بودن
پسر بودن یعنی کفش پاشنه بلند ممنوع
پسر بودن یعنی احساس برتری الکی نسبت به دخترا
پسر بودن یعنی ابراز احساسات کنی بدبخت و زن زلیل و تو سری خور محسوب میشی
پسر بودن یعنی دق کنی ولی گریه نکنی
پسر بودن یعنی فقط و فقط دردسر
پسر بودن یعنی
عذاب![]()
![]()
![]()
مـــــــــــــــــــــــــــــرگ عشق
بالاخره رسید به جایی که می خواست با خستگی جسد رو از رو دوشش پائین گذاشت یاد اون روزهایی افتاد که همدیگرو تو آغوش می گرفتن اما حالا اون مرده بود.اولین ضربه رو می خواست بزنه با همون تیشه که با خودش برده بود می دونست اولین ضربه خیلی دردناکه اما باید میزد. به یاد همون زخمی بود که از پشت بهش زده بودن حالا همراه با خشم و نفرت تیشه رو برد بالای سرش صدای قلبش تند تر شده بود .تیشه دستاش رو با قدرت پایین آورد و جلوی پاش کوبید .ناگهان خون با فشار بیرون زد و همه جاش رو سرخ کرد سرخ سرخ .صدای قلبش کند شده بود ولی درد میکرد .خیلی درد میکرد...
آروم خونی رو که روی صورتش بود پاک کرد و یکم خاک روی اونجایی که خون ازش می پاچید ریخت تا خونش بند بیاد.خون که بند اومد یه نگاه به اطرافش کرد هنوز صدای تاپ تاپ قلبش میومد.زیر پاهاش پر خون بود مثل یه باتلاق کم عمق از خونی که توش یه عالمه سلولهای عشق مرده وجود داشت، یکم گشت تا جای بهتری برای دفن عشق مردش پیدا کنه ، آروم شروع کرد به یه گوشه ضربه زدن"تق تق تق "یاد اون روزهایی افتاد که همینطور به صدای ساعت گوش می داد "تق تق تق"و منتظر می شد این لحظه ها با سرعت بگذرند و ساعت قرارشون برسه ، آخه اون همیشه یک ساعت قبل از موعد سر قرار بود و 3600 تا از این ضربه ها رو توی مخش می شمورد و وقتی به هم می رسیدن انگار 3600 سال گذشته بود براش همدیگرو تو آغوش می گرفتن و لباشون رو از هم جدا نمی کردن انگار یه چسب جادویی اونهارو بهم چسبونده بود...
تاپ تاپ تاپ صدای قلبش بود که با بخاطر آوردن این خاطرات خیلی سریع تر و با شدت می زد ،نفس عمیقی کشید و سعی کرد این افکار رو از ذهنش دور کنه ، دوباره خودش رو توی محیط سرد وتاریک و نمناک قبرستون قلبش حس کرد و دوباره شروع کرد به کار کردن ...
اینجایی که پیدا کرده بود بهترین جا بود تقریبا هیچ رگی از کنارش رد نمیشد تا اگر یروزی عشق تجزییه شد دوباره بره توی خونش و دوباره متولد شه و دوباره خونش رو مسموم کنه و دوباره ...
با تیشه ای که آورده بود شروع کرد به کندن کف زمین قلبش, یکم بیشتر از اونچه لازم بود کند. بعد رفت سراغ جسد عشقش که انگار سالهاست مرده ،اون عشق سیاه از خونی که روش ریخته بود کاملا قرمز شده بود .هنوز هیچ چیز دیده نمی شد و صدای "تاپ تاپ" قلبش که حالا خیلی آروم و بدون عجله میزد انگار می دونست که که حالا حالا ها تند تند نمیزنه و دیگه عشقی رو تو خودش راه نمیده، توی فضای تاریک پیچیده بود.
عشق رو آروم از زمین بلند کرد اونو به صورتش نزدیک کرد و برای آخرین بار به لبهای سرد اون بوسه زد بوسه ای که بر خلاف همه بوسه که قلب اونو از جا میکند، این بوسه به تلخی زهر بود و مزه یه خداحافظی سرد و بی روح رو داشت.
آروم عشق رو انداخت توی قبری که براش درست کرده بود .خوب نگاش کرد ،این اون عشقی نیست که هر وقت در آغوشش می کشید از گرما عرق میکرد این همون عشقی نیست که وقتی می دیدش پاهاش شل مید و نمیتونست بایسته ؟؟؟این همونی نیست که چشماش زندگی اونو زیر و رو میکرد؟؟؟چرا خودشه !
ولی دیگه هیچ هیجانی نداره و مرده .
هیچ اشکی از کشتن این عشق توی چشماش جمع نشد .چون خودش خواسته بود که بمیره و هیچ کس هم نمیتونست مانع بشه .شروع کرد خاکها رو ریخت روی جسد عشقش،عشقی که داشتنش جنایت بود ولی کشتنش نه...
کارش که تموم شد با یه حالت شکسته و بیحال ولی پیروز مندانه کنار قبر نشست شروع کرد به گریه کردن بلند بلند گریه میکرد و نعره میزد حالا توی محوطه تاریک و مخوف قلبش دو صدا میومد یکی صدای "تاپ تاپ" و یکی صدای گریه،گریه نه برای اون عشق لعنتی ،برای همه تنهایی های خودش ،برای همه خاطراتی اینجا دفن کرد ،برای روزها و لحظه های تباه شده،برای بی کسی و برای...
شاید فردا توی قلبش صبح طلوع کنه شاید فردا همه چیز درست بشه ولی در نیمه شبه قلبش همه چیز تاریکه...
الان که رفتــــــــــــــــــه ای
الا که رفته اي
سر مي گذارم بر شانه ي همه ي نيلوفراني
که امسال بي تو گريسته اند.
گريسته اند و بي تو نزيسته اند.
حالا که رفته اي
بهانه ي خوبي است
براي باران
تا بيايد
کنار سفره بنيشيند
و بشقاب سوم را پر کند
حالا که رفته اي
گمان نمي کنم برگردد
پرنده اي که فقط
از دست تو دانه بر مي چيند و
در کلمات تو پرواز مي کرد.
حالا که رفته اي
هيچ راهي
مرا به جايي نمي برد
در حافظه ام مي چرخم
همه کليد ها را گم کرده ام
حالا که رفته اي
شعري مي نويسم
براي گل هاي مريم
شعري مي نويسم
براي مرگ
شعري مي نويسم
براي ديداري که اتفاق نمي افتد.
عشـــــــــــــــــق !!!
تو مغزم عشق یه چیزه گنگه هیچوقت نمیتونم به
خودم بقبولونم که پسرا هم عاشق میشن اونا
روحیشون خشنه عشق روحیه ی پاکوظریفی
میخاد که هیچ پسری نداره !!!!!! این شده یه
علامت سوال بزرگ تو ذهنم تو چی میگی دوست
من به نظرت ======>>>>آیا پسرها هم
عاشق میشن ؟؟یه عشق پاک
البته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


